نان را از من بگیر ،اگر می خواهی هوارا ازمن بگیر ،اما خنده ات را نه . . .بخند بر شب بر روز ، بر ماه ،بخند بر پیچاپیچ خیابانهای جزیرهبر این بچه ی کمرو که دوستت دارد،اما آنگاه که چشم می گشایم و می بندم ،آنگاه که پاهایم می روند و باز می گردند ،نان را ، هوارا ، روشنی را ، بهار را ،از من بگیراما خنده ات را هرگز تا چشم از دنیا نبندم . . .
|
||||
|
نمی بخشمت .... بخاطر تمام خنده هایی كه از صورتم گرفتی .... بخاطر تمام غمهایی كه بر صورتم نشاندی .... نمی بخشمت .... بخاطر دلی كه برایم شكستی .... .. بخاطر احساسی كه برایم پرپر كردی ..... نمی بخشمت .... بخاطر زخمی كه بر وجودم نشاندی ..... بخاطر نمكی كه بر زخمم گذاردی .... و می بخشمت بخاطر عشقی كه بر قلبم حك كردی... | |
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ...
به كسی توجه نمی كنه ... از كسی خجالت نمی كشه ... می باره
و می باره و ... اینقدر می باره تا آبی شه ... آفتابی شه ...!!! کاش ...
کاش می شد مثل آسمون بود ... كاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر
بباری تا بالاخره آفتابی شی ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشی بوده. . .
ای کاش میشد ....
نشن براي ديگران جذاب هستند ... پس تو هم
سعي كن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني براي
اينكه وقتي تموم بشي مطمئن باش ميرن سره يه كتابه ديگه
مثله الانه من ![]()
دوستت ندارم پس چرا به من هديه مي دهي ؟
گفتم بر سر هر گوري صليبي مي نهند اين صليب را بر گردنت بالاي
قلبت بياويز زيرا آنجا گورستان عشق من است.
سلامي به عشق شكست خورده ام اگر دوست داشتن تو گناه است پس
من بزرگترين گناهكارم و اما عشق تو تمام وجودم را فرا گرفته همگان نهي
مي كنند مرا و دوري از عشقت را مي خواهند من ايستاده ام بدون پناه و ياور
تنهايي و بي تو بودن سخت است اما من تسليم تقديرم آرام باش تا دلم آرام گيرد..
وقتي يك دختر حرفي نميزند ميليونها فكر در سرش مي گذرد:
وقتي يك دختربحث نميكند عميقا مشغول فكر كردن است
وقتي يك دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميكند يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود
وقتي يك دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم يعني اصلا حال خوبي ندارد
وقتي يك دختر به تو خيره مي شود شگفت زده شده كه به چه دليل دروغ مي گويي
وقتي يك دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد آرزو ميكند براي هميشه مال او باشي
غربت را حتما نباید لای الفبای شهری غریب بیابی و یا جایی پشت لحظه های آشنا ......همین كه عشقت نگاهش را به دیكران تعارف كند كافی است تا تو "غریب" شوی
ای سر آغاز همه خوبی ها مینویسم از تو
تو که سر سبز ترین منظره ای
تو که سر شارترین عاطفه ای
برترین خواهش و احساس نیاز
وبدان تا به ابد دوستت میدارم
دوستت می دارم از زمین تا بخدا از همین نقطه ی خاکی تا عرش
دوستت میدارم
این روزها همه از من شماره مي خواهند شما چطور؟
دار تو را می بافند.(مردمی که صادقانه دروغ میگویند)
قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچکسی نیست که در بیشه ی عشق
قهرمانان را بیدار کند !!!
نمي دانم که حس کرد او حضورش در سکوتم را؟
و مي دانم که مي دانست ز عاشق بودنش مستم
وجود ساده اش بوده که من اينگونه دل بستم![]()
رساندم به تو و کلبه عاشقمان باليدم تو همه گمشده ام شدي....
حالا که اينچنين شيفته تو شدم باش تا در کنارت آرامش بگيرم
خدايا به من عشق بده تا همسرم را دوست بدارم ؛ صبر بده تا تحملش کنم ؛
اما قدرت نده که مي زنم لهش مي کنما ![]()
بدترين ديدار.... ديدار اوني که به جاي همه عشقي که بهش دادي يه قلب
زخمي برات يادگار بذاره و تو نگاهش کني و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و
حس کني هنوزم دوستش داري .......بخواي همه تنهايي رو که به اميد
برگشت دوبارش تحمل کردي تو گوشش فرياد کني اما حتي نتوني ........
به چشماش نگاه کني که بفهمه با همه بديهاش هنوزم با همه قلبت
دوستش داري اما ببيني چشماش داد مي زنه که دلش ماله يکي ديگس ....
شباهت آقايون با آگهي بازرگاني چيست؟
شما نمي توانيد يک کلمه از حرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيزي براي
زماني بيش از 60 ثانيه دوام نمي آورد
اما دريغ كه گريه ی دستانم نيز مرا به تو نمي رساند من از تراكم سياه ابرها مي
ترسم و هيچ كس مهربانتر از گنجشكهاي كوچك كوچه هاي كودكي ام نيست و
كسي دلهره هاي بزرگ قلب كوچكم را نمي شناسد و يا كابوسهاي شبانه ام را
نمي داند با اين همه ، نازنين ، اين تمام واقعه نيست از دل هر كوه كوره راهي
مي گذرد و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد و شبي نيست كه طلوع سپيده اي
در پايانش نباشد.
1- توماس اديسون از تاريکي وحشت داشت
2- صداي اردک اکو ندارد
3- چشمهاي شتر مرغ از مغزش بزرگتر است
4- مورچه ها نمي خوابند
5- الفباي مردم هاوايي 12 حرف دارد
6- کد کشور روسيه 007 است
7- اگر سر سوسک را قطع کنند براي چند هفته زنده مي مينند
8- ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط 16 سانتي متر تغيير ميکند
9- آدامس توسط يک فرمانده جنگي اختراع شد
![]()
Powered By
BLOGFA.COM